آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

این چیه؟

منم وقتی دیدم شلوارک نو آبتین این بلا سرش اومده با تعجب پرسیدم این چیه؟ خیلی ریلکس جواب داد یه کم پارچه سبز لازم داشتم ازش با قیچی کندم به همین راحتی ... به همین خوشمزگی   ...
19 مرداد 1395

منجلیق

وقتی مهندس خونه داره تکلیف رباتیکشو که ساخت منجلیق هست انجام میده خونه یه چند روزی اینطوری باید در اختیارش باشه ...
19 مرداد 1395

شنا

با تشکر فراوان از جناب بیگ زاده استاد بسیار خوب  آبتین  در کلاس شنا ...
11 مرداد 1395

گشت و گذار

و اما گشت و گذار تابستونی ... جای ثابت من و پسرم و خالش ، پیتزا مکث انارهای پارک بهشت ...
11 مرداد 1395

کلاسهای تابستونی

برنامهتابستون آبتین طلا شنبه  بعد از ظهر کلاس رباتیک یکشنبه بعد ازظهر کلاس شنا دوشنبه بعد از ظهر کلاس رباتیک سه شنبه بعد از ظهر کلاس شنا چهرشنبه بعد از ظهر کلاس محاسبات ذهنی البته از اول مرداد شنبه و دوشنبه صبح هم از طرف مدرسشون کلاس فوتبال داره اینم بگم آبتین الان ترم 3 رباتیک ،ترم 3 شنا ، و تقریبا آخرای ترم 1 محاسبات هست البته در کنار اینا آبتین  با کمک استاد شطرنج شهرمون  جناب آقای کرامتی شطرنج رو هم داره کم کم یاد میگیره که الان به خاطر پخش شدن کلاسها تو هفته چند وقتیه متوقف شده تا انشاله بعدا    
6 مرداد 1395

مهندس مامان

اینم پسر مهندس من که داره  از مامانش سبقت میگیره در کلاس رباتیک. الان دیگه کامل از روی نقشه مدار می بنده با مفهوم مقاومت ، خازن ، دیود ، فتو سل ، گریبکس ، موتور و کلی جزییات دیگه هم آشنا شده. جالبه وقتی مربیشون داشت در مورد سنسورها صحبت می کرد هر کدوم از بچه ها سنسورهایی رو می شناختن اسم بردن ، ابتینم اسم دزدگیر ماشین رو اورد ، مربیشون خیلی خوشش اومد و گفت حالا اگه گفتی دزدگیر چه سنسوری داره .آبتین هم با اعتماد به نفس کامل گفت : سنسور لگد..... و اینگونه بود که سنسور لگد کشف گردید   ...
6 مرداد 1395

به یاد اون روزها

چند روز پیش با آبتین داشتیم البومها رو نگاه می کردیم . جالبه دیگه به قول آبتین شدن البومهای قدیمی. یادمه سا ل 89 یعتی شش سال پیش همین موقع ها چه حالی داشتم . از نظر جسمی و روحی داغون داغون بودم فقط منتظر بودم این روزها هم بگذره و یکی که قراره همدمم بشه ، مونسم بشه ، همه  زندگیم بشه ، عشق و وامیدم به دنیا بشه ، بیاد پیشم. چه روزگاری بود ابنجا همش یه روزشه....     ...
6 مرداد 1395